ღعاشقانه های ماღ
اینم یه عکس واسه حس قشنگ امروز ظهر (اینکه بارون می اومدو میگم،پسر بارون) +ببخشید که کم طاقتم...ولی (حالا اینو ببین)---> +دوستت دارم خب به تو که هر روز بیشتر از روز قبل دیوونم میکنی و عاشق تر دو جفت گیره ی لباس بند انگشتی.چند تا قلب کوچولوی قرمز.یه روان نویس صورتی.یه کارت پستالو.کش موهامو یه....(بقیه شو خودت میای میبینی بعد هم میبری عرفان قبلا که میدیدمشون فقط از قشنگیشونو خاطره هایی که دارم باهاشون ذوق میکردم..ولی الان وقتی نگاهشون میکنم یاد این میوفتم که قرار مال تو بشن به حد غش میرسم!!!!!!! عرفان..یه چیزی!من دارم دیوونه میشم..چرا انقد دیر میگذره!دقیقا بهم بگو کی موقشه؟ امروز ظهر روم نشد بپرسم ازت..(اخه سوالش خیلی تکراری شده!ولی دله دیگه..) اگه نگرانت کردم اگه باعث شدم شب تا صبح نخوابی .. ببخشید..حال منم از تو بهتر نبود عزیزترین دوستت دارم یه چیزی:این واسه نیلوفر خانم:عاطی از شما برام گفته که دوستشین..یک خواهش دارم..عاطی همه حرفامو گوش میده به جز یک چیز..شما میدونستید اصلا درست حسابی غذا نمیخوره؟!!!!!!هرچی میگم بیشترو بهتر غذا بخور که ضعیف نشی٬گوش نمیده!!!مثل الان که اس داده(نه امشب کیک نمیخورم!!!!)بعضی وقتا گریمو در میاره!!!بخدا نگرانشم..خواهش میکنم شما یه چیزی بگید بهش..ممنون.. دم دمای صبح بوددوتامون آروم حرف میزدیم و ریز ریز میخندیدیم حالا چه روزی باشه؟ +نیست روزای عادی قربون صدقه ی هم نمیریم! +من دیوونه تم بارونی
(عرفان)

...
<--(من)
..!
)
)













الهی که شوهری قربونت بره![]()
![]()
اگه بودم اینقدر قربون صدقت میرفتمو نازت میدادم تا حسین یاد بگیره ادم با زنش چطور باید رفتار کنه![]()
نمیدونم الان داری چیکار میکنی..نشستی٬سرپایی٬دست میزنی٬میرقصی..نمیدونم در چه حالی٬ولی میدونم یه خنده خوشگل رو لب نازت هست![]()
![]()
قربون خندهات برم الهییییییییییییییییی
بیکارم٬میخواستم درس بخونم٬ولی مگه تو میذاریییییییی؟!!!
تا میام حواسمو جمع درس کنم٬یاد ناز خانمم میفتمو...دلم![]()
خوشحالم که خوشحالیو داره بهت خوش میگذره..بوووووووووووووووووووووووووووووووووس
دق کردم)چیه..خب دیشب هم به من خیلی سخت گذشت..ولی گذشت
درعوضش امروز ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فکر نکنی که یادم رفته بهت تبریک بگما!!!
میخواستم امشب موقع خواب بگم٬که دیگه نشدو اینجا بهت تبریک میگم روز دخترو به تو دختر خوبو خوشگلو فهمیدهو هنرمندوخااااااااااااااااااااااااااانم![]()
قربونت برم الهییییییییییییی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...
...عرفان من(جیگرم) با ذوق گفت:عاطی
..من:جان دل عاطی،عاطی فدات بشه..عرفان:بیااز این به بعد هر هفته یه شب تا صبح رو انتخاب کنیم اسمش بشه روز قربون صدقه
..همین جور قربون صدقه ی هم بریم
..من:موافقم..![]()
![]()
![]()
عرفان جونم منو تو از ۲۴ ساعت در روز ۲۸ ساعتش دلمون واسه هم ضعف میره و قربون هم میریم حتی اگه اون یکی ندونه![]()
الهییییییییییییییی فدات بشم![]()
سلام به آرامش بارونی من
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت
18:41 توسط عاطفه وعرفان| |
سلام به ... (خب معلوم دیگه به تو
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت
20:5 توسط عاطفه وعرفان| |
اس دادی کجایی شوهری برات دلبری کنم؟
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
23:59 توسط عاطفه وعرفان| |
الهی من قربونت برم خدانکنه (
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
20:20 توسط عاطفه وعرفان| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
20:5 توسط عاطفه وعرفان| |
دقققققققققققققققققققققققققققق کردم...
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت
23:13 توسط عاطفه وعرفان| |
مرسی که امشب یادم اوردی به الناز تبریک بگم امروزو٬خیلی خوشحال شد٬به روی خودش نیاورد ولی خیلی تو دلش ذوق کرد
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت
0:44 توسط عاطفه وعرفان| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت
12:43 توسط عاطفه وعرفان| |


